مدیریت عملکرد

 

مارتین لوترکینگ زمانی گفته بود خطرناک ترین چیز این است که مردم احساس کننده سهمی در جامعه ندارند. مردمی که احساس می کنند در جامعه سهیم هستند از آن محافظت می کنند، اما مردمی که احساس می کنند مشارکتی در جامعه ندارند ناخودآگاه سعی در نابودی اش دارند.

این مسئله در مورد شرکت های پخش نیز صادق است، و از قضا یکی از آن مسایلی است که محل خسارات و زیان ها هنگفت در سازمان ها می شود. کارکنانی که به دستگاه ها و تجهیزات سازمان آسیب می رسانند، کارکنانی در حضور مشتری از سازمان بدگویی می کنند، کارکنانی که به حاشیه سازی می پردازند با تازه واردان بد رفتاری می کنند، و درکل وندال های سازمانی همگی در نتیجه ی عدم مشارکت و شنیده نشدن صدایشان بوجود می آیند.

مدیریت عملکرد، گذشته از آنکه در کنار فرایند های دیگر زمینه ساز افزایش مشارکت کارکنان می شود، این امکان را به ما می دهد که رفتار کارکنان مان را به سمت و سویی که مطلوب سازمان است سوق دهیم. برخلاف ارزیابی عملکرد که نگاهی صلبی و حذفی دارد، در مدیریت عملکرد کانون توجه اصلاح، تقویت، و همسو کردن رفتار است.

ما در مدیریت عملکرد می خواهیم درک صحیحی از دلایل رفتاری کارکنان مان داشته باشیم، و به یاری ابزارهای گوناگون، نقاط قوت عملکرد آنها را تقویت، و نقاط ضعف شان را تضعیف کنیم.